sa fa سه شنبه 27 شهریور 1397 03:35 ب.ظ نظرات ()
آواتار یـا آواتـارا در زبان سنسـكریت بـه معنی «هبوط كرده» است و در فرهنگ هندو به خدایانی گفته میشـود كـه از روی آگاهی بـه زمین هبوط میكنند و در قالب زمینـی به میان مردم می آیند.
كامرون ایده خود در فیلم آواتار را از همین مفهوم گرفته اسـت و شـاید به همین دلیل هم هست كه رنگ پوست سـرزمین ناوی ها آبی است؛ رنگی كه اكثر خدایان هندو را با آن تصویر میكنند.
داستان آواتار از جایی شروع می شودکه یك گروه پیشگام زمینی که در حقیقت یکی از شرکت های ایالات متحده را نمایندگی میکنند در سال 2154 به سیارهه ای منظومه آلفا قنطورس سفر میکنند. آلفا قنطورس نزدیكترین ستاره همسایه به خورشید است و در فاصله حدود4سال نوری از ما قرار دارد. در دنیایی که کامرون خلق کرده، سیارهای گازی و مشتری مانند به نام «پلیفموس» در حال چرخش به دور این ستاره است و این سیاره قمری به نام «پاندورا» دارد. پاندورا محیطی زمین مانند با جنگل های انبوه و جوی غلیظ است که ماده معدنی ارزشمندی در آن وجود دارد. این گروه زمینی قصد استخراج این ماده را دارد، اما ساکنان بومی پاندورا که «ناوی» نامیده میشوند و با رنگ پوست آبی و قامت سه متری و دم بلند قابل شناسایی هستند، مردمی مبارزند که حاضر نیستند سرزمین خود را تسلیم کنند. فرماندهان زمینی بهترین کار را نفوذ درون این جامعه میدانند و چون اتمسفر پاندورا سمی است و ساکنانش به زمینیها بدبین هستند، باکمك مهندسی ژنتیك نمونه هایی از ناوی ها میسازند که کنترل آنها توسط مغز زمینی های درون فضاپیما امکانپذیر است. اینها «آواتار»ها هستند؛ نسخهای از آدمیانکه قرار است بر پاندورا نزول کرده و در شکلی مشابه پاندورایی ها در میان آنها نفوذ کنند. اما یکی از این آواتارها که توسط سربازی فلج کنترل میشود، عاشق یکی از ناوی ها شده و عملا به متحد آنها در مبارزه با زمینی ها بدل میشود. این فیلم نه تنها در خلق جلوه های بصری که در ارائه داستانی چندلایه و تاویل پذیر هم موفق بود. آواتار را بس یاری به غمنامه ای علیه استعمار تعبیرکرده اند و گروهی دیگر آن را بیانیه ای رسا در دفاع از محیط زیست و فریاد علیه فناوری های لجام گسیخته دیده اند و طعنه آمیز اینکه کامرون برای فریاد کشیدن بر سر فناوری های جدید، خود به خلق بسیاری از آنها دست زده است. گروهی دیگر آن را نمایش تمام نمایی از گم شدن اخلاق در جامعه امروز معنی کرده اند و دیگران قدرت زاینده عشق در جهانی مادی را در آن برجسته دیده اند، حتی اگر عشقی ناممکن همانند افسانه های قدیمی باشد. اما فراسوی این تعبیرات فلسفی، آواتار از نظر فضاپردازی علمی نیز گامی به جلو به شمار می رود. این بار داستان در قمری از یکی از سیارات فراخورشیدی مشتری مانند میگذرد؛ سیاره هایی که میدانیم در اطراف ما به وفور وجود دارند. ما هنوز سیارات فراخورشیدی زمین مانند پیدا نکرده ایم، اما صدها سیاره مشتری مانند یافته ایم که ممکن است اقماری زمین مانند داشته باشند. جو این سیاره و ساختار گیاهان و جانوران آن با کمك دانشمندان و محققان گیاه شناس و سیاره شناس تا حد ممکن مبتنی بر واقعیات علمی ساخته شده است. حتی درباره چگونگی شبتاب بودن یا خاصیت مغناطیسی داشتن گیاهان هم مفصلا بررسی شده است.
اما نکته مهم دیگری که در این فیلم وجود دارد، نحوه برخورد میان دو تمدن و دو گونه مختلف است. داستان برخورد با موجودات فضایی همیشه در بطن داستانهای علمی- تخیلی وجود داشته و انبوهی از داستان ها در اینباره نوشته شده است. در اکثر این برخوردها، این ما بودیم که نقش تمدن ضعیف تر را بازی میکردیم و تمدن پیشرفته تری ما را پیدا میکرده است. حاصل این برخورد احتمالی غالبا در دو سناریو مطرح میشد؛ گروهی معتقد بودند چون این موجودات از ما باهوش تر هستند حتما از نظر فرهنگی هم پیشرفته ترند و با ما با مهربانی برخورد خواهندکرد و گروه دیگر از بالا رفتن روحیه استعماری آنها صحبت میکنند و حاصل برخورد را برای ما فاجعه بار میدانند. نمونه های زیادی از داستانهای معروف در هر دو مورد وجود دارد؛ در رده اول می توان به داستان هایی مانند «برخورد نزدیك از نوع سوم» و «ای تی، موجود فرازمینی» یاد کرد و در رده دوم داستان هایی چون «جنگ دنیاها» قرار میگیرند.
کامرون این بار دیدگاه خود را به شکل غیرمستقیم بیان کرده است. او این بار ما انسانها را موجود برتر قرار داده که به ملاقات فضایی ها میرویم. این بارکارهایی که میکنیم برای خودمان قابل درك تر است. ما با همه امکانات میخواهیم از نویافته ها به نفع خودمان استفاده کنیم و دغدغه ای برای رشد آنها نداریم. به این ترتیب، آواتار زمینه های جدیدی برای فکر کردن و دلایل متفاوتی برای دیدن به همراه دارد.
منبع:مجله دانستنی ها